LESSON
𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍
فصل دوم | پارت ۱۲ | پیام
جونگکوک چند لحظه به صفحه خیره ماند.
ـ «این دیگه چیه...؟»
سوا کنار او ایستاد.
روی مانیتور یک ویدئو ظاهر شد.
تصویر برای چند ثانیه تار بود.
بعد چهرهی مردی دیده شد که هیچکدامشان نمیشناختند.
مرد گفت:
ـ «اگه این ویدئو رو میبینید، یعنی کلید رو پیدا کردید.»
لنا آرام گفت:
ـ «کلید...»
مرد ادامه داد:
ـ «سالها پیش، یه اتفاق باعث شد همه فکر کنن پرونده برای همیشه بسته شده.»
جونگکوک اخم کرد.
ـ «تو کی هستی؟»
مرد در ویدئو لبخند زد.
ـ «کسی که حقیقت رو ازتون پنهان کرد.»
ویدئو قطع شد.
صفحه سیاه شد.
چند ثانیه بعد، یک فایل جدید روی مانیتور ظاهر شد.
FILE 01 — J.K
جونگکوک دستش را روی ماوس گذاشت.
اما قبل از اینکه فایل را باز کند، صدای سوا آمد:
ـ «صبر کن.»
جونگکوک برگشت.
سوا به گوشهی اتاق اشاره کرد.
یک دوربین کوچک روی قفسه نصب شده بود.
یعنی...
آنها هنوز تنها نبودند.
ادامه دارد...
دخترا تا جایی که ویگسون بزاره اپلود میکنم پارت🎀🌠
فصل دوم | پارت ۱۲ | پیام
جونگکوک چند لحظه به صفحه خیره ماند.
ـ «این دیگه چیه...؟»
سوا کنار او ایستاد.
روی مانیتور یک ویدئو ظاهر شد.
تصویر برای چند ثانیه تار بود.
بعد چهرهی مردی دیده شد که هیچکدامشان نمیشناختند.
مرد گفت:
ـ «اگه این ویدئو رو میبینید، یعنی کلید رو پیدا کردید.»
لنا آرام گفت:
ـ «کلید...»
مرد ادامه داد:
ـ «سالها پیش، یه اتفاق باعث شد همه فکر کنن پرونده برای همیشه بسته شده.»
جونگکوک اخم کرد.
ـ «تو کی هستی؟»
مرد در ویدئو لبخند زد.
ـ «کسی که حقیقت رو ازتون پنهان کرد.»
ویدئو قطع شد.
صفحه سیاه شد.
چند ثانیه بعد، یک فایل جدید روی مانیتور ظاهر شد.
FILE 01 — J.K
جونگکوک دستش را روی ماوس گذاشت.
اما قبل از اینکه فایل را باز کند، صدای سوا آمد:
ـ «صبر کن.»
جونگکوک برگشت.
سوا به گوشهی اتاق اشاره کرد.
یک دوربین کوچک روی قفسه نصب شده بود.
یعنی...
آنها هنوز تنها نبودند.
ادامه دارد...
دخترا تا جایی که ویگسون بزاره اپلود میکنم پارت🎀🌠
- ۵۳۰
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط